تبليغاتX
آزادی

                 

 تو بهتر از زمانت نحواهی بود

ولی به بهترین وجه معرف

زمانت خواهی بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 3:55  توسط مجتبی توحدی  | 

 

        

 

همیشه این سوال برای من وجود داشت که چرا با وجود اینکه قبول داریم که تمامی وقایع چیزی جز فرآیندهای شیمیایی و فیزیکی نیستند چرا تمامی این فرایندها به صورت آنی انجام و جهان به یک باره تمام نمی شود. وقتی با فیزیک نسبیت آشنا شدم و فهمیدم با سرعتی بیش از سرعت نور نمی توان حرکت کرد و یا افزایش سرعت جرم نیز افزایش می یاید، جواب این سوالاتم را پیدا کردم. اگر ما زمان را احساس میکنیم دلیلش همین است در فضایی قرار گرفته ایم که سرعتی بیش از سرعت نور وجود ندارد.

اما تنها این نیست، جسم نیز انسان را محدود می کند. ما تنها قادریم اجزایی از واقعیت را ببینیم که حواس ما و یا به طور کلی جسم ما و زمان ما اجازه می دهند. ولی واقعیت کلی است و تمامی آنچه را  که ما به عنوان اجزا آن می شناسیم تنها جلوه هایی از واقعیت است.....

ادامه دارد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 20:59  توسط مجتبی توحدی  | 

راه در جنگل اوهام گم است

سينه بگشاي چو دشت
اگرت پرتو خورشيد حقيقت بايد
وقتي از جنگل گم
پا نهادی بيرون
و رها گشتي
از آن گره كور گمار
ناگهان آبشاري از نور
بر سرت مي ريزد
و آسمان
با همه پهناوري بي مرزش
در تو مي آميزد
اي فراز آمده از جنگل كور
هستي روشن دشت
آشكارا بادت
بر لب چشمه خورشيد زلال
جرعه نور گوارا بادت

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 6:2  توسط مجتبی توحدی  | 

آیا تا به حال به موضوع« آزادی انسان در جامعه» اندیشیده اید؟ و اینکه چه عاملی تضمین می کند که اعمال شما در جامعه  آزادانه بوده ؟ اگر شما هنوز از بهشتی یا جهنمی بودن خود اطلاعی ندارید و قبول دارید در قبال رفتار هایی که اختیار آن را نداشته اید مسئول نیستید، مطمئناً پذیرفته اید که انسان اختیار تعیین شخصیت خود را در جامعه ندارد. چراکه در غیر اینصورت شما می بایست جوابی قاطع به این سوال که شما بهشتی هستید یا جهنمی، می دادید.

پاسخ به این سوال که شما در یک شرایط مشخص چه رفتاری را از خود نشان می دهید کار آسانی نیست .غیر از ناآگاهی انسان نسبت به آینده اش ، ضمیر ناخو د آگاه به تنهایی مسئله را پیچیده تر می کند. انسان دشمن نادانی اش است، ما دوست داریم همه چیز را به طور مشخص و تعریف شده بشناسیم، ازاینکه موضوعی تعریفش عوض شود و یا قابل شناخت نباشد متنفریم، برای همین است که در جامعه آنگونه رفتار می کنیم که شناخته شده هستیم. وقتی وضعیت و یا حالتی برای ما تعریف نشده باشد احساس اضطراب می کنیم، اگر شما برای اولین بار یک کار را انجام بدهید و یا در شرایطی نو قرار بگیرید این احساس قطعاً به شما دست خواهد داد. یکی از دلایل عدم پیشرفت انسان همین نداشتن جرات مقابله با احساس اضطراب می باشد. به محض اینکه در آن وضعیت تعریف شدیم این احساسات هم تمام می شوند.

می دانید وقتی  به خودتان فکر می کنید چه اتفاقی در ذهن شما رخ می دهد؟ آنچه رخ می دهد به یاد آوری تصاویرو یا به عبارت دیگر تعاریفی است که شما از خود دارید. خود آگاه انسان یعنی همین : مجموعه تصاویر و تعاریف از خود در شرایط و وضعیت های مختلف. خود آگاه تماماً تجربه ماست برای همین ما در شرایطی نو ناخودآگاه عمل می کنیم .در شرایطی نو رفتار های عجبب و غریب ما که اصطلاحاً دست پاچگی نیز گفته می شود تماماً ناخودآگاه و همراه با اضطراب است. بخش اعظمی از خودآگاه ما تعریفی است که جامعه از ما دارد. از زمان کودکی تا سن تقریباًهفت سالگی که شالوده شخصیت  شکل می گیرد خودآگاه تحمیلی است یعنی از طرف جامعه به ما تحمیل شده است. بخش دیگر خودآگاه بستگی به حس ماجراجویی انسان و شجاعت او دارد که شامل تصاویری است که خود به تعریف آنها دست زده. (باید شما حتی یک بار هم که شده دست به کاری خلاف انتظار جامعه از شما زده باشید آنوقت شاید به نظرتان به کار بردن واژه شجاعت عجیب به نظر نرسد)

آیا شما هنوز هم فکر می کنید شخصیت شما را خودتان بوجود آورده اید؟

ادامه دارد....      

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 21:23  توسط مجتبی توحدی  | 

 

هیچ عملی به اندازه دروغی کهنه به حقیقتی تازه

آسیب وارد نمی کند

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 2:13  توسط مجتبی توحدی  | 

 برای زیستن آماده ام ، آماده ام تا درد را احساس و اندوه را تجربه کنم.

 و ازترس بگریزم.

 آماده ام تا باور کنم خودرا در برابر دیگران، چه فرق می کند کدام گوش شنیده و کدام چشم دیده ،

 آیا کسی که می گوید پرنده زیباست به اندازه کسی که اولین بار این جمله را گفت خود را باور دارد.

 آماده ام تا باورکنم خودم رادر برابر تو ، می دانم درد و اندوه نصیبم خواهد شد. اما لذتی فراتر زیستن و زنده  بودن است

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 4:7  توسط مجتبی توحدی  | 

.... گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری

                     دانی که رسیدن هنر گام زمان است

 

                تو رهر ودیرینه سرمنزل عشقی

                           بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است

 

                                آبی که برآسود زمینش بخورد زود

     دریا شود آن رود که پیوسته روان است....

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 4:46  توسط مجتبی توحدی  | 

هر بار در مورد جبر واختیار بحث می شود به یاد کلماتی همچون هیولا و اژدها که انسان در گذشته های دور با اندیشهء کنجکاو خویش می ساخته می افتم. ذهن بشر همواره به دلیل محدودیت های زمانی و مکانی خود، و در مسیر شناخت جهان اطراف خود دست به تجزیه جهان خارج خویش زده است. آنجا که انسان سعی دارد پدیده های اطراف خود را به هم مربوط ساخته و جهان اطراف را بار دیگر در ذهن خویش بازسازی کند گاه این اجزا یا عناصر زائیده تخیلات وتوهمات اوست. هنوز نمی دانم در مسیر چرخه انجام یک عمل اراده و یا اختیار چه نقشی را ایفا می کند و یا اینکه دست کم نبودش چه ضرری به انجام فعل می رساند. اگر عملی بدون هیچ لذت ویا المی باشد آیا هیچگاه در مورد ارادی بودن و یا جبری بودن آن سخنی گفته می شود؟ آیا منظور از اراده همان احساس لذت و المی که انجام دادن ویا ندادن یک عمل به ما می دهد نیست؟ انسان چیزی جز اعتقاداتش نیست . با این دید ما هیچ گاه برای قضاوت در مورد اعمال انسان دیگر نیازی به بکار بردن کلمات موهومی چون جبر واختیار نیستیم، چراکه با این دید کلی تر اعمالی از انسان که نشان دهنده اعتقادات درونی اوست مد نظر می باشد ، اعمالی که از اعتقادات او سرچشمه گرفته و نشاندهنده هر مرحله از تکامل اوست. تشویق و تنبیه  یعنی قرارگیری در مسیر ویا خلاف  با مسیر تکامل تاریخی بشر .....

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 20:1  توسط مجتبی توحدی  | 

آزادی از آن کسی است که آزادی خواه باشد. و آزادی خواه کسی است که متدین است .یعنی داشتن اعتقادات محکم و ثابت که هیچ تضادی میان آنها نباشد یعنی داشتن منطق محض. برای حفظ چنین سیستم اعتقادی(که ما آن را منطق نامیدیم) انسان نیازمند داشتن اختیار است . چراکه انسان چیزی جز اعتقاداتش نیست و جنگ و جدال انسان( یا اعتقادات) با نیاز ها،غرایز،و محیط و پیروزی اعتقادات (یعنی انسان) به معنای آزادی است . این پیروزی به خاطر قابلیت فرد است در آزاد بودن و پشتوانه آن غریزه حفظ خود ویا تمایل به حفظ انسان بودنش است.
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 4:33  توسط مجتبی توحدی  |